صفحه اصلیسخن آغازدرباره مرکزاخبارگالریهمیارینشریهفعالیت هاارتباط با ما

چه بنویسم، از کجا بگویم، چه کسی فکر می کرد روزی برسد که در جایی، در ستونی این خبر را چاپ نمایم که سالی که در پیش رو داریم دهمین سال است که از شروع فعالیت این آسایشگاه می گذرد. به قول افلاطون آغاز هر کار مهمترین قسمت آن است. گاهی نمی توانم خوشحالی زاید الوصفی را که از این موفقیت بزرگ دست می دهد پنهان نمایم، می خواهم ولی نمی شود. اشک شوق خودش می آید و هر کار می کنم جلوش هم گرفته نمی شود. هیجان زده می شوم، صدایم لرزش بخصوصی پیدا می کند، و زبانم به لکنت
می افتد، ولی یک جایی در ته قلبم انگار سوسوی نوری از امید و شادی دیده می شود، مثل پرتو شمعی که می سوزد. آشکارا  بگویم سال های دشواری را پشت سر گذاشته ایم، روزهای سخت زیادی را برای رسیدن به امروز سپری کرده ایم، حرفهای زیادی را شنیده ایم، و نگاه بسیاری از مردم را احساس نموده ایم. اما به شوق ساخت کومه ای پر از مهر و محبت برای دخترانی که قهر طبیعت آنها را به بازی گرفته، و از دامان پرمهر خانواده جدا ساخته همه ی آنها را تحمل نموده ایم.

آری! خواستن آفریدن است، خواستن عین داشتن است. یعنی وقتی واقعاً چیزی را بخواهی حتماً و بدون هیچ تردیدی به جواب خواهی رسید، چون یقین یافتیم چه می خواهیم و مطمئن شدیم که خالق کاینات حتما ما را به خواسته هایمان
می رساند پس آستین ها را بالا زدیم و خود جاده رسیدن به مقصد رؤیایی مان را آفریدیم، خلق کردیم و ساختیم.

 

 

شنیده ای که گیاهان وابستگان خود را می شناسند و با آنها به مهربانی رفتار می کنند. تحقیقات جدید دانشمندان این موضوع  را به اثبات رسانده که زمانی که ریشه گیاهان کنار یکدیگر قرار می گیرند به گیاه کناری خود توجه می کنند اگر آن گیاه با آنها خویشاوند بود، سعی می کنند که از آب و غذای موجود در زمین محل رشد خود، به نسبت مساوی استفاده نمایند. اما اگر درخت همسایه از تیره ی دیگری بود و نسبتی با او نداشت دو درخت در بهره برداری بیشتر از آب شروع به رقابت کرده و سعی می نمایند که آب بیشتری را مصرف  نمایند. حتی زمانی که گیاه ساقه می زند در صورتی که دو گیاه کنار هم خویشاوند باشند به هم نزدیک تر  می شوند و اگر غریبه باشند سعی می کنند که از هم دورتر قرار گیرند. اگر با دقت به این خبر توجه کنی متوجه می شوی که دوست داشتن، احساس نزدیکی کردن و عشق ورزیدن به هم نوع، حتی در گیاهان نیز دیده می شود، حال چطور می شود که هنوز عده ای از مردم عقیده دارند که این همه هزینه و زحمت برای نگهداری دختران آسایشگاه ما کاری عبث و بیهوده است. چطور می گویند که بیائید و این زحمات و هزینه ها را برای
بچه هایی متحمل شوید که جزو نخبگان اجتماع هستند. آیا درست است که به این بهانه این قشر درمانده و آسیب دیده را به حال خود رها کنیم، مگر آنها همنوع ما نیستند. از طرف دیگر وظیفه ی رسیدگی به امور نخبگان نیز به
عهده ی سازمان های دیگری است که امیدواریم آنها هم بتوانند به خوبی از عهده برآیند.

به قول مهدی سهیلی:

از جنون بگذر، بیا فرزانه شو
با دل دیر آشنا، بیگانه شو
تا که بیرون از سرایی، غافلی
قفل را بشکن، درون خانه شو!
دیده را بگشا، حقیقت جوی باش
فارغ از افسون هر افسانه شو
از شراب تلخ، سرمستی مخواه
جام دل برگیر و خود میخانه شو!
یا بیا با عاقلان، فرزانه باش
یا برو با غافلان، دیوانه شو

 

 

بهار نزدیک است، طبیعت هم قصد آن دارد که هر چه را کهنه شده است نو نماید، لباس زیبای شکوفه های خوش رنگ و برگ های تر و تازه و شاداب و سبز رنگ را بر تن لخت و عور و در سرما مانده ی درختان بپوشاند و آنها را از خواب غربت و غفلت بیدار نماید. اوج شکوه این تحول بزرگ، نوروز، این عید سعید باستانی است که با فرا رسیدن خود انگار چون پدر یا مادری مهربان که به لطف به فرزندان خود نگاه می کند، دست محبت بر سر جهانیان کشیده و به آنها دستور آرامش خیال همراه با دوری از کینه های سال یا سالیان گذشته را
می دهد. عید نوروز و بهار طبیعت چون شعر شاعری ناصح بطوری زیبا و اعجاب انگیز، اما بدون تبادل کلام، فقط  بصورت دل خواسته هایی از عمق جان، انسان را به محبت کردن به همنوع
وا می دارد. به او امید می دهد و پنجره هایی به روی نور و روشنایی می گشاید.

ما هم همانند طبیعت برآنیم تا در طول سالی که در پیش داریم برای ارج نهادن به پیشرفت ها و موفقیت هایی که در طول نه سال گذشته
داشته ایم، دهمین سال فعالیت آسایشگاه را به جشن بنشینیم و از ناکامیها و عدم موفقیت های خود طی سالیان گذشته فقط تجربه اندوخته و تلخی آنها را فراموش نمائیم و امیدوارانه به آینده و
برنامه های پیشرو نگریسته تا آنها را نیز با اعتماد به نفس بیشتر و تجربه بالاتر به سر منزل مقصود برسانیم. می دانیم که شما خوانندگان گرامی و یاران همیشه همراه آسایشگاه نیز ما را تنها نگذاشته و دیری نخواهد پائید که شاهد موفقیت را همراه یکدیگر در آغوش خواهیم گرفت.

 در این دهمین سال تولد آسایشگاه و در این روزهای رویش زندگی شکر می کنیم پروردگار را برای تمامی نعماتی که به ما ارزانی داشت، برای تمام روزهای آفتابی و برای تمام روزهای غمگین ابری و بارانی.

خدایا شکر برای تمام لبخندهای محبت بار، دستان یاری رسان، برای همه ی آن عشق و محبت و چیزهای شگفت انگیزی که دریافت کردیم.

خورشید را حاجب تویی،

        امید را واجب تویی،

                     مطلب تویی،

               طالب تویی،

   هم منتها، هم مبتدا.